
- مقدمه:
حقیقتی که کمتر کسی اعتراف میکنه
اگه یک مربی ورزشی رو کنار یک مدیر راکاستار دنیای بیزنس بنشونیم و بپرسیم
«کدامیک کوچینگ را درست فهمیده؟» شاید نتیجه شوکهکننده باشه.
در ظاهر، دنیای ورزش با سابقه طولانی خود باید پیشرو باشه، اما حقیقت اینه که:
رهبران کسبوکار، سالهاس از مربیان ورزشی جلوترند !! و دلیلش چیزی نیست جز آزادی !
آزادی از سنتها، آزادی از مدلهای پوسیده، آزادی از «کوچ همهچیزدان»
- کوچینگ ورزشی چرا هنوز قدیمی مونده؟
در ورزش، ساختارها بسیار سنتی هستن، مربی معمولاً حکم «فرمانده» رو داره؛ کسی که:
- دستور میده
- تصحیح میکنه
- هشدار میده
- و معمولاً خودش رو صاحب تمام پاسخها میدونه
و نقش ورزشکار؟
پیروی، اجرا، اطاعت !
این مدل، دهههاس ادامه داره و مثل شبنمهای صبحگاهی، طبیعی به نظر میرسه. ولی مشکل اینجاست:
این ساختار اجازه نمیده «بازی درونی» ورزشکار شکوفا بشه.
ورزشکار یاد میگیره گوش کنه، نه اینکه کشف کنه.
میشنوه، نه اینکه بیندیشه
تصحیح میشه، نه اینکه آگاهی بسازه
نتیجه؟
پیشرفت محدود، وابستگی به مربی و نهایتاً یک سقف شیشهای
- چرا بیزینس کوچینگ تونست جهش کند؟
یه نکته طلایی
وقتی کوچینگ وارد سازمانها شد، تاریخ ورزشی نداشت که با آن بجنگه. هیچ «شیوه
قدیمی» برای نابود کردنش وجود نداشت. هیچ «استاد قدیمی» نبود که بگه: «ما همیشه
اینطوری کار کردیم!»
این آزادی باعث شد کوچینگ بیزنس:
- نوسازی بشه، نه تکرار
- زبان جدید پیدا کنه
- فلسفه جدید بسازه
- و مهمتر از همه، رفتار مدیران رو از ریشه متحول کنه
در بیزنس، کوچینگ از روز اول، «ابزار افزایش پرفورمنس» نبود؛
یک نگرش انسانی بود. یک روشِ بودن !
- مدیرانی که معادله رو تغییر دادن…
در دورهای که کوچینگ تازه وارد سازمانها شده بود، بسیاری از مدیران متوجه نکتهای کلیدی شدن:
«من لازم نیست بهتر از کارکنانم باشم؛ کافیه بهتر از نسخهی سابق خودشون کمکشون کنم.»
در ورزشی که مربی همچنان نقش «سرپرست» داره، این تحول رخ نداده.
اما در بیزنس…
مدیرانی رو داریم که:
- به جای ارائه راهحل، سؤال میپرسن
- به جای نصیحت، آگاهی خلق میکنن
- به جای کنترل، فضا ایجاد میکنن
- به جای برچسب زدن، پتانسیل میبینن
این چیزیه که کوچینگ سازمانی رو چندین سال جلوتر از کوچینگ ورزشی قرار داده.
- سه نشونهای که میگه سازمان شما آماده جهش به «کوچینگ مدرن» هستن:
۱. جلسات از «گزارشدهی» به «تفکر» منتقل بشن:
وقتی کارمندان فقط گزارش میدن، رشد نمیکنن
وقتی تحلیل میکنن، تغییر اتفاق میوفته !
۲. مدیران دیگه نمیخوان «قهرمان تیم» باشن:
اونها قهرمانسازی میکنن، نه قهرمانبازی !
۳. سؤالها، جایگزین دستورها بشن:
دستورات مهارت میسازن؛ سؤالها ، آگاهی !
- حالا سوال من از شما اینه:
آیا شما مدیرِ آیندهاید یا مربیِ گذشته؟
جهان بیزنس با سرعتی نفسگیر تغییر میکنه. کوچینگ، فقط بک مهارت نیست که باید یاد
بگیرید؛ چیزیه که باید به آن تبدیل بشید.
اگه سازمان شما هنوز با مدلهای سنتی بازی میکنه، وقت اون رسیده بپرسید:
«آیا من هنوز مربیِ ورزشی هستم، یا رهبرِ بیزنسی که ده سال جلوتر حرکت میکنه؟»
سحرحمیدی







