
- چرا مدیران بزرگ مثل «باغبون دانا» عمل میکنن؟
در بسیاری از سازمانها هنوز یک تصویر قدیمی از مدیریت وجود داره:
مدیر کسیه که باید پاسخها رو بدونه، تصمیم بگیره، دستور بده و بر اجرای کارها نظارت کنه.
در چنین مدلی، قدرت مدیر از کنترل میاد.
اما تجربه سازمانهای پیشرو نشون داده که این مدل، اگرچه ممکنه در کوتاهمدت کارها رو
پیش ببره، در بلندمدت باعث خاموش شدن خلاقیت، مسئولیتپذیری و انگیزه در افراد
میشه.
اینجاست که یک رویکرد متفاوت وارد میدون میشه: رهبری کوچمحور !!
در این رویکرد، مدیر نه یک فرمانده، بلکه شبیه به یک باغبان دانا عمل میکنه !
- استعاره باغبان دانا: درک عمیق رشد انسان
برای فهم بهتر این نگاه، تصور کنید یک باغبان در حال پرورش نهالهای بلوطه…
یک باغبان باتجربه میدونه که در سالهای ابتدایی رشد، مهمترین بخش یک درخت بلوط
چیزی نیست که روی سطح زمین دیده میشه، بلکه مهمترین بخش اون ریشه اصلی یا Tap
Root هستش.
این ریشه عمیق به سمت پایین رشد میکنه تا آب و مواد مغذی رو از لایههای عمیق خاک
جذب کنه ؛ اگه این ریشه سالم و قوی رشد کنه، درخت میتونه سالها بعد به یک درخت قدرتمند و پایدار تبدیل بشه.
اما اگه این ریشه آسیب ببینه، رشد درخت برای مدت طولانی مختل خواهد شد.
در بسیاری از نهالستانهای تجاری، نهالها در گلدانهای کوچیک رشد میکنن، ریشه اصلی
در ته گلدان پیچ میخوره و هنگام جابهجایی ممکنه بشکنه.
نتیجه چی میشه؟
درختی که میتونست عظیم و قدرتمند باشه، تبدیل میشه به درختی با رشد محدود.
- وقتی مدیریت دستوری، ریشه استعدادها رو قطع میکنه
در سازمانها نیز اتفاق مشابهی رخ میده ؛ وقتی مدیران با رویکرد صرفاً دستوری کار میکنن،
ممکنه کارها سریعتر انجام بشن، اما در عوض اتفاق دیگهای رخ میده:
ریشههای عمیق استعداد در افراد شکل نمیگیره !!
مدیریت بیش از حد کنترلگر معمولاً باعث میشود که افراد:
- کمتر تصمیم بگیرن
- کمتر ریسک کنن
- کمتر خلاقیت نشون بدن
- و بیشتر منتظر دستور بمونن
در چنین محیطی افراد یاد میگیرن که فقط وظایف محول شده رو انجام بدن، نه اینکه
ظرفیت واقعی خود رو به کار بگیرن ؛ و این دقیقاً همون لحظهایه که، پتانسیل واقعی سازمان
خاموش میشه !!!
سحر حمیدی







