
- چرا کوچینگ به جای آموزش دادن، قفل پتانسیل انسان رو باز میکنه؟
در بسیاری از سازمانها هنوز یک باور قدیمی حاکمه:
اینکه برای رشد افراد باید به اونها دانش بیشتری آموزش داد، دستورهای واضحتر داد و
نظارت دقیقتری اعمال کرد.
اما تجربه واقعی رشد انسانی چیز دیگهای نشون میده ؛ بسیاری از افراد با وجود آموزشهای
فراوان، همچنان در عملکرد خود متوقف میمونن ، نه به این دلیل که دانش کافی ندارن، بلکه
به این دلیل که پتانسیل واقعی اونها هنوز فعال نشده!
اینجاست که مفهوم کوچینگ معنا پیدا میکنه…
کوچینگ از یک پرسش اساسی شروع میشه:
اگه تواناییهای واقعی انسان از قبل در درون او وجود داشته باشه، نقش یک رهبر، مربی یا کوچ چی خواهد بود؟
- تعریف واقعی کوچینگ از نگاه تیموتی گالوی
تیموتی گالوی، یکی از پیشگامان تفکر مدرن کوچینگ، تعریف بسیار دقیقی ارائه میده که
امروزه به یکی از پایههای اصلی کوچینگ تبدیل شده:
«کوچینگ یعنی آزاد کردن پتانسیلهای یک فرد برای به حداکثر رساندن عملکرد او.
کوچینگ یعنی کمک به افراد برای یادگیری، به جای اینکه به آنها آموزش داده شود.»
این تعریف یک تفاوت اساسی رو آشکار میکنه :
در آموزش سنتی، تمرکز بر انتقال دانشه
اما در کوچینگ، تمرکز بر فعال کردن توانمندیهای درونی فرد هستش !
کوچ باور داره که بسیاری از پاسخها، خلاقیتها و راهحلها در درون خود فرد وجود داره؛
فقط باید شرایطی ایجاد بشه که این تواناییها آشکار بشن.
- ریشههای عمیق کوچینگ: بازگشت به فلسفه سقراط
جالبه بدونیم که این نگاه چندان هم جدید نیست.
بیش از دو هزار سال پیش، سقراط فیلسوف یونانی، دقیقاً همین رویکرد رو در آموزش به کار
میبرد.
او معتقد بود حقیقت در درون انسانها وجود داره و نقش معلم این نیست که پاسخها رو
تحمیل کنه. در عوض، معلم باید با پرسیدن سؤالهای عمیق، ذهن شاگرد رو فعال کنه تا او
خودش به کشف پاسخ برسه.
این روش که امروزه به نام گفتگوی سقراطی شناخته میشه، یکی از اولین نمونههای تاریخی
تفکر کوچینگه.
اما در دوران مدرن، با گسترش سیستمهای صنعتی و مدیریتی، این نگاه انسانی کمکم کنار
گذاشته شد.
مدیریت به تدریج تبدیل شد به مجموعهای از دستورها، قوانین و کنترلها.
کوچینگ مدرن در واقع تلاشی برای بازگردوندن همون نگاه عمیق انسانی به رشد و یادگیریه.
- استعاره دانه بلوط: نگاه کوچینگ به پتانسیل انسان
برای توضیح فلسفه کوچینگ، اغلب از استعارهای بسیار قدرتمند استفاده میشه: دانه بلوط
اگه به یک دونه بلوط نگاه کنیم، شاید فقط یک بذر کوچیک ببینیم.
اما در درون اون، تمام اطلاعات و ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به یک درخت بلوط عظیم
وجود داره.
درخت درون دونه «ساخته نمیشه»
در واقع از ابتدا در اون وجود داره
اونچه لازمه فقط شرایط مناسبه:
- خاک مناسب
- نور کافی
- آب
- و فضایی برای رشد
کوچینگ دقیقاً با همین نگاه به انسانها نگاه میکنه ؛ کوچ معتقده، افراد از قبل دارای:
- استعداد
- خلاقیت
- توانایی حل مسئله
- و ظرفیت رشد
هستن !
بنابراین نقش کوچ این نیست که فرد رو از بیرون «بسازه»، بلکه اینه که شرایط رشد رو
فراهم کنه و موانع رو از مسیر توسعه فرد برداره
- تفاوت کوچینگ با آموزش سنتی
در آموزش سنتی، فرض بر اینه که دانش نزد معلم یا مدیر قرار داره و باید به دیگران
منتقل بشه.
این مدل برای انتقال اطلاعات مفیده، اما برای فعال کردن پتانسیل انسانی کافی نیست.کوچینگ رویکرد متفاوتی داره؛ در کوچینگ:
- به جای ارائه پاسخ، سؤالهای عمیق پرسیده میشه
- به جای کنترل، مسئولیت به فرد بازگردانده میشه
- به جای وابسته کردن افراد به راهحلهای بیرونی، توانایی تفکر مستقل تقویت میشه
نتیجه این رویکرد چیزی فراتر از یادگیری سادهس ؛ فرد نه تنها پاسخ یک مسئله رو پیدا
میکنه، بلکه توانایی حل مسائل آینده رو نیز در خود تقویت میکنه
- چرا کوچینگ میتونه عملکرد رو متحول کنه؟
وقتی افراد احساس کنن که:
- به اونها اعتماد شده
- صدای اونها شنیده میشه
- و تواناییهایشون دیده میشه
انگیزه درونی اونها به شکل چشمگیری افزایش پیدا میکنه، این همون نقطهایه که عملکرد
واقعی شکل میگیره
کوچینگ به جای ایجاد وابستگی به مدیر یا مربی، حس مالکیت و مسئولیت در فرد ایجاد
میکنه ، و افراد در چنین فضایی نه فقط برای انجام وظایف، بلکه برای خلق نتایج بهتر تلاش
میکنن.
- کوچینگ؛ یک مهارت یا یک طرز نگاه؟
در نهایت، کوچینگ چیزی فراتر از مجموعهای از تکنیکهاس، کوچینگ در عمیقترین سطح،
یک طرز نگاه به انسانه ؛ نگاهی که باور داره:
- انسانها ظرفیت رشد دارن
- استعداد در درون آنها وجود داره
- و اگه محیط مناسب فراهم بشه، این استعداد میتونه به شکلی چشمگیر شکوفا بشه
به همین دلیله که کوچینگ واقعی فقط یک مهارت حرفهای نیست؛
بلکه تبدیل میشه به « یک شیوه تفکر، یک سبک رهبری و یک شیوه ارتباط با انسانها »
مقاله بعدی در این مجموعه:
در مقاله بعدی بررسی میکنیم که چگونه رهبران بزرگ از کوچینگ استفاده میکنن و چرا
یک مدیر موفق باید مانند یک باغبان دانا عمل کنه …
رهبر کوچمحور؛ چرا مدیران بزرگ مانند «باغبانان دانا» عمل میکنند؟ | استودیو کوچینگ ره نیک
سحر حمیدی







