
- مقدمه:
همه ما در فضای بیزنس با واژه «رقابت» بزرگ شدیم. اما آیا تا به حال از خودتون
پرسیدیدکه رقیب اصلی شما در مسیر رشد کیه؟
اگه پاسخ شما «شرکتهای دیگر» هستش، اجازه بدید دیدگاهتون رو به چالش بکشم.
در دنیای امروز، بزرگترین مانع شکوفایی یک سازمان، رقابت بیرونی نیست؛ بلکه
«رکود درونی» و محدودیتهای ذهنی تیمه !!
تو این مقاله بررسی میکنیم که چطور کوچینگ، رقابت رو به یک «بازی سازنده»
برای رشد تبدیل میکنه.
بسیاری از ما سالهاست که در فضای بیزنس فعالیت میکنیم. در این مسیر، شاهد
بودیم که متدهای کلاسیک مدیریتی چطور زیر فشار تغییرات لحظهای بازار،کارایی خود را از
دست دادن.
ما در تجربه خود، کوچینگ رو از یک ابزار جانبی به «استراتژی اصلی» تبدیل کردیم.
نکته جالب اینجاست که با وجود رقابت شدید در حوزهی فعالیتمون، ما کوچها همچنان
دوستان صمیمی همدیگه هستیم. چرا؟ چون کوچینگ اصیل، «رقیب» رو نه به عنوان
دشمن، بلکه به عنوان «کاتالیزور رشد» میبینه.
تیم گالوی، پدر کوچینگ مدرن، یه جملهای داره که باید سرلوحه هر مدیری باشه:
«حریف شما در بازی تنیس، در واقع دوست شماست؛ اگر او باعث شود شما
بیشتر تلاش کنید و بهتر بدوید. اگر او فقط توپ را به آرامی به سمت شما پرتاب
کند، دوست شما نیست، چون به بهبود بازیتان کمکی نمیکند.»
آیا هدف ما در سازمانهایمون، غیر از اینه؟ آیا میخوایم تیمی داشته باشیم
که فقط کارهارو انجام بده (پرتابِ آرام توپ)، یا تیمی که به ما کمک کنه
پتانسیلهایمون رو به حداکثر برسونیم؟
- کوچینگ؛ تغییر نقش مدیر از فرمانده به باغبان
وقتی مدیر در نقش کوچ ظاهر میشه، دیگه نیازی به «جنگیدن» با کارمندان یا «کنترل» لحظهای اونها نیست. مدیرِ کوچ، محیطی میسازه که در اون هر فرد،
به طورخودجوش به سمت یادگیری حرکت میکنه. ما نه به دنبال حذف رقابت، بلکه به
دنبال تغییر جنس اون هستیم؛
رقابت برای بهتر شدن، نه رقابت برای حذف کردن همدیگه !
- سخن پایانی
اگه به دنبال ساختن سازمانی هستید که در اون «عملکرد» و «رشد انسانی» در
کنار هم معنا پیدا کنند، زمان اون رسیده که بازی قدیمی رو کنار بگذارید. کوچینگ، ورود
به بازی درونیه؛ جایی که پتانسیلهای پنهان سازمان شما آزاد میشه !!
اگه شما هم در سازمان خود با «رقبایِ درونی» دستوپنج نرم میکنید، برای شروع
این سفر تحولی، همین امروز با من در تماس باشید تا در یک جلسه
اختصاصی، پتانسیلهای پنهان تیمتون رو کشف کنیم.
سحر حمیدی







